الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
104
الغدير ( فارسي )
اى آن كه - در روشنائى و بينش - آغاز و انجام همه هستى ! و اى آن كه - در ديده و در نشان - آشكار و پنهان مىنمائى ! ، اى آن كه خواهندهء گرفتار را نان خورانيدى و با آن كه - از روى بزرگوارى - روز را با زبان روزه به شب رسانيدى خود مزهء خوراك را نچشيدى ! و اى آن كه چون درياى تاريكى همه جا را فرا گرفت ، گردى خورشيد را باز گردانيدى ! تو گفتارهائى شيوا را در سخن آوردى چنان كه در آيهها و سورههاى نامهء خدا نيز سخنانى سربسته براى تو هست . ، فروغ برترىهاى تو براى آنان خاموش نمىشود و از لابلاى آنچه گمراهان پنهان داشتهاند روى مىنمايد پيوسته انديشههاى مردم - در پيرامون تو - با هم ناساز بوده چه بسيار از مردمان كه - دربارهء تو - تا ژرفاى درياى بررسىها فرو رفتند ولى سرمايهء درونى تو بر آنان - و بر هر توانا - پوشيده ماند . ، اگر تو نبودى تودهء پاكان استوارى نمىيافت نه ! هرگز ! و راه روشن نيز بر مردم هويدا نمىگشت و چون و چراها از دل كسانى كه گرفتار آنند بيرون نمىرفت ، آن كس را كه ديدهء بينشش - در لا به لاى دامهائى از سخنان و نگرشها - سرگردان شده تو راه مىنمائى . ، به پايگاهى برآمدى كه دست پندار به آن نتواند رسيد در كام نبردهائى كشنده فرو رفتى سرور من ! اى دارنده و رها كنندهء گيتى !